
یکی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمی داند،نگاهش میکنم شاید
بخواند از نگاه من که او را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را
نمی خواند ،به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت ،صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به
دامانت بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم ولی افسوس ز ابر تیره
برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید،من به خاکسترنشینی عادت دیرینه
دارم سینه مالامال دور اما دلی بی کینه دارم پاکبازم من ولی آرزوی عشق
بازی،مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم.
نظرات شما عزیزان: